دوستان گرامی برای رفتن به فروشگاه این وبلاگ می توانید به نشانی psyshop.blogfa.com بروید.
شما باید پس از اینکه از کلاس مدرسه یا دانشگاه برمی گردید، همان روز درس ها را روی برگه های لایتنر چکیده (خلاصه) نویسی کنید. اگر شما این کار را نکرده باشید و بخواهند از شما آزمونی بگیرند چاره ای ندارید جز اینکه شیوه ی سنگر اضطراری را به کار ببرید.
برای نمونه 2 هفته یا یک ماه دیگر آزمون ها ی ترم آغاز می شود و شما هنوز هیچ درسی را برگ نویسی نکرده اید. در این روی باید شما تنها نکته های مهم و کلیدی را برگ نویسی کنید و کافی است که تا پیش از آزمون آنها را از خانه ی سوم بگذرانید. با این کار شما دست کم نمره ای بالاتر از 10 و پایین تر از 20 می گیرید. اما اگر کار خود را به خوبی انجام دهید، می توانید حتی 20 هم بیاورید!
برای نمونه من برگه های بسیاری برای کنکور نوشته بودم و با نزدیک شدن زمان کنکور می دیدم که زمان کافی برای خواندن همه ی برگه ها ندارم. همین روش را با برگه های به جا مانده (باقی مانده) کردم و کارساز هم بود!
صفحه ی اصلی: http://ads.ydc.ir/index.asp?ref=scorpion99
صفحه ی ثبت نام: http://ads.ydc.ir/register.asp?ref=scorpion99
« فیلم راز » چندی پیش از شبکه ی 4 سیما پخش شد و در پی درخواست بینندگان چندین بار به پخش دوباره رسیده است. این فیلم شگفت انگیز و امید بخش درباره ی دادستان کشش (قانون جذب) است. سازنده ی این فیلم، « روندا بیرن » در بدترین شرایط زندگی اش، از سوی دخترش کتابی را دریافت می کند به نام « دانش ثروتمند شدن» که نزدیک صد سال پیش نوشته شده بود. با این کتاب با دادستان کشش آشنا می شود و به این اندیشه می افتد که این دانش را به جهانیان بشناساند و دست به کاری نو، یعنی ساخت « فیلم راز» می پردازد.
کتابهای بسیاری حتی پیش از ساخته شدن این فیلم در این باره نوشته شده بودند که بهترین آنها می تواند داستان « کیمیاگر» نوشته ی « پائولو کوئیلو » باشد.
روی هم رفته چکیده ی این فیلم و کتابهایی که درباره ی دادستان کشش نوشته شده اند، این است:
"تصور کن ، اگه حتی تصور کردنش سخته!"
سازنده ی این فیلم تلاش کرده است که درستی دادستان کشش(قانون جذب) را با دانسته های علمی امروزه نشان دهد و بر تاثیر گذاری این دادستان بزرگ بیافزایند. به هر روی خودم پس از دیدن فیلم راز دیدم که رخدادهایی که در زندگی ام پیش آمده با این دادستان (قانون) توجیه پذیرند. برای نمونه هنگامی که چیزی را می خواستم داشته باشم آن را در ذهنم تصور می کردم، با دیگران درباره ی آن گفت و گو می کردم و مهمتر اینکه تصورات و تصویرهای ذهنی ام را روی کاغذ می آوردم و آنها را نقاشی می کردم. با اینکه نقاشی من خوب نبود این کار احساس خواستن و داشتن بزرگی را در من پدید می آورد و مرا به خواسته هایم می رساند! به گونه ای که به این باور رسیده بودم که اگر چیزی را با همه ی وجود بخواهم، همواره به آن بیاندیشم و روی کاغذ بیاورم به آن خواهم رسید.
دکتر علی شریعتی در این باره در کتاب کویر داستانی از حضرت عیسی (برگرفته از کتاب « نیایش » الکسیس کارل ) می آورد که در زیر آمده است:
عیسی مسیح بر راهی می گذشت؛ نابینایی که از درد « نادیدن » میسوخت، بر دامنش چنگ زد و مهاجم و گدازان از دل فریاد می کشید و میگریست و ضجه می زد و رها نمی کرد. عیسی، دستش را گرفت و بر پایش داشت و گفت: « نیروی ایمانت تو را شفا داد.»
«نیایش اگر به گونه ی تهاجمی و مصرانه و مستمر انجام گیرد، به اجابت می رسد.»
پس از آوردن این بخش از کتاب « نیایش » دکتر شریعتی می نویسد:
آنگاه که « تقدیر » نیست و از « تدبیر» نیز کاری ساخته نیست، « خواستن » اگر با تمام وجود، با بسیج همه ی اندام ها و نیروهای روح و با قدرتی که در « صمیمیت » هست، تجلی کند، اگر همه ی هستیمان را یک « خواستن » کنیم، یک خواستن مطلق شویم ، و اگر با هجوم ها و حمله های صادقانه و سرشار از یقین و امید و ایمان « بخواهیم » پاسخ خویش را خواهیم یافت.
کویر - بخش « معبد »
به خاطر تجربه هایی که داشتم فیلم راز برایم به آسانی باور پذیر بود و نیازی هم به برهان های علمی نبود اما گروهی درباره ی محتوای علمی این فیلم به آن خرده گرفته اند و از این روی نقدهای بسیاری بر آن شده است و این دادستان (قانون) را از دید چیزی که امروزه به نام دانش میشناسیم توجیه ناپذیر دانسته اند.
درست است که دانستن توجیه علمی یک پدیده به ما کمک بسیاری می کند و باور آن را برایمان ساده تر می کند لیک (اما) اگر نتوانیم آن ها را با دانش اندک خود توجیه کنیم دلیل بر آن نمی شود که پدیده رخ نخواهد داد.
برای نمونه هنگامی که نیوتن نمی دانست که سیب با نیروی کشش زمین (جاذبه) به زمین می افتد، سیب نیافتاد؟!
پیشنهاد می کنم که این فیلم زیبا را هر چه زودتر به دست بیاورید و ببینید که چگونه زندگی شما را دگرگون خواهد کرد!
تارنما(سایت) راز: www.thesecret.tv
http://hk.youtube.com/watch?v=whF_LPoVXCs (نماهنگ (کلیپ))
امشب در نهج البلاغه به چیز زیبایی برخوردم. در نامه ی 31( نامه ی امام علی (ع) به فرزندش امام حسن (ع) ) بسیار زیبا به قانون جذب اشاره شده است که خواستم آن را با شما در میان بگزارم. در این خطبه این گونه نوشته شده است که:
بدان خدایی که گنج های آسمان و زمین در دست اوست، به تو اجازه ی درخواست داده، و برآورده کردن آن را به عهده گرفته است . تو را دستور داده که از او بخواهی تا ببخشاید. درخواست رحمت کنی تا ببخشاید و خداوند میان تو و خودش کسی را نگذاشته است تا حجاب و فاصله پدید آورد.
و از گنجینه های رحمت او چیزهایی را درخواست کن که جز او کسی نمی تواند ببخشاید، مانند:
عمر بیشتر، تندرستی بدن و گشایش در روزی. سپس خداوند کلیدهای گنجینه های خود را در دست تو گذاشته است که به تو اجازه ی دعا کردن داد، پس هرگاه خواستی می توانی با نیایش، درهای نعمت خدا را بگشایی، تا باران رحمت الهی بر تو ببارد.
هرگز از تاخیر (دیر شدن) برآورده شدن نیاز، نا امید مباش، زیرا بخشش الهی به اندازه ی نیت است. گاه، در برآورده شدن نیاز دیرتر می گردد تا پاداش درخواست کننده بیشتر و جزای آرزومند کامل تر شود، گاهی درخواست می کنی اما پاسخ داده نمی شود، زیرا بهتر از آنچه خواستی یا در وقت مشخص به تو خواهد بخشید، یا برای بخشش بهتر از آنچه خواستی، درخواست برآورده نمی شود، چه بسا خواسته هایی داری که اگر داده شود مایه ی هلاکت دین تو خواهد بود، پس خواسته های تو، به گونه ای باشد که جمال و زیبایی تو را تامین و رنج و سختی را از تو دور کند، پس نه مال دنیا برای تو پایدار و نه تو برای مال دنیا خواهی ماند.
این همه آب که جاری است نه اقیانوس است عرق شرم زمین است که سرباز کم است
پیش داوری:
http://www.sharemation.com/mohammad99/voyage_farsi.swf
سفر:
http://www.sharemation.com/mohammad99/voyage_farsi.swf
یک نفر پنجره را باز کند
تا هوا تازه شود
تخته ی خاطره را باز کنید
زان همه خط خطی دیرینه
بشمارید نفس ها را از یک تا هیچ!
درس، درس عشق است...
ننویسید...
به نقش دل خود خیره شوید!
درس من جزوه ندارد!
زهوا گویم و از دل خود
من الفبا را از «ی» به «الف» می آرم
درس اول: « یا یار»
بس کنم خسته شدید!
بچه ها! تکلیف امشبتان تا سحر « یا یار » است
روز دیگر ز شما می پرسم:
چه کسی خوب نفس می شمرد؟
چه کسی فاصله ی خود را از خود با یار به هیچ آورده است؟
چه کسی می گوید: « یا یار » و
صدای نفسش را که صدای یار است
از پس تخته ی دل می شنود؟
من الفبا را از « ی » به « الف » می آرم
روز دیگر سخن از حرف سین خواهم گفت
سین سیمرغ و سفر
سفر دور و دراز هستی
سربداران و سحر
سرمستی...
« دکتر مصطفوی »